ابن المغازلي / الكلابي ( مترجم : سيد جواد مرعشى نجفى )
19
مناقب علي بن أبي طالب ( ع ) ( بهمراه مناقب كلابى ) ( فارسي )
يا كشكر » متعلق بدورهء ساسانيان ، و اين واسط شهرى پرطمطراق و پرآوازه ، و با كاخهاى مجلل و مساجد و خانههاى مسكونى زيبا و بناهاى باشكوهى بود ، مخصوصا در دو قرن پنجم و ششم باوج عظمت و شكوه رسيده بود ، تا اينكه در زير چرخهاى ارابهء زمان باپيدايش و ظهور فتنهها و فسادها روى بويرانى و خرابى گذاشت ، بطورى كه از آثار حجاج بجز تلهاى ويرانهاى چيزى بر جاى نماند ، و بعدها شهرى بنام ( حى ) روى خرابههاى او بنا شد ، و آن طورى كه در بعضى از آثار ديده مىشود گاهى ( حى واسط ) و گاهى ( حى العاشرين ) مىگفتند . و از چيزهائى كه تذكر او لازمست اين است كه عدهاى از اهالى فن نيز مانند ابو عبيد اندلسى بكرى در كتاب « معجم ما استعجم » جلد 3 صفحه 1363 ، و عبد المؤمن بغدادى در كتاب « المراصد » صفحه 1419 ، و زبيدى ( در تاج العروس ) جلد 5 صفحه 236 ، و فيروزآبادى در « قاموس » تصريح كرده و گفتهاند : كه در بلاد عربى و ساير كشورها تعدادى شهر ، ده ، محل و مكان ، و كوهها بنام واسط ناميده شدهاند كه شمارهء آنان نزديك بچهل محل مىباشد . از جمله واسط مكة در صحراى نخلة ، ( محلى است ميان طايف و مكه ) ، و واسط نوقان از طوس كه واسط يهود هم بان گفته مىشود و ( واسط حلب الشهباء ) « 1 » در نزديكى بزاعة مىباشد . « 2 » و واسط خابور « 3 » نزديكى « قرقيسا » ، « 4 » و واسط ( حله مزيديه ) « 5 » نزديكى
--> ( 1 ) حلب شهرى است در سوريه و شهباء منطقهاى است در سوريا در استان سويدا كه مركزش شهبا است و نيز نام دهى است در همان كشور ، و نيز نامى است كه بحلب اطلاق مىشود ( 2 ) شهرى است ميان منبح و حلب ( 3 ) نهريست ميان رأس عين و فرات ، و ديگرى طرف شرقى دجلهء موصل است . ( 4 ) شهرى است در كنار فرات . ( 5 ) شهرى است كه او را صدقه پسر منصور پسر دبيسى پسر مزيد بنا كرده است .